
تونستم رابطه ی خرابمو درست کنم صلح و صفا برقرار شد دوستم رو دیدم در حالی که داشتم مقاله ام رو تایپ می کردم باهاش حرف زدم و به نگینای ریز روی انگشترش دقت کردم و به انگشتر خودم که خیلی نازه انگشتر نشون ...
ادامه مطلب
مهربانی های هم اتاقی ام توی خوابگاه خیلی دلچسبه شبیه یک مهربونی دوست به یه دوست دیگه چای اوردنش و قندی که کنار چایش میزاره و خیلی حس خوشبختی رو در من بیدار می کنه این که یه عشق واقعی دارم، کسی هست که ...
ادامه مطلب
سلام با تایپ این گوشی آشنا نیستم برای خودش دیکشنری داره گویا ! یه چیزی مینویسم خودش ویرایش می کنه اما عاشقان و پنجره و اذان و برم نماز بر می گردم امدم رشته ی کلام در رفت از دستم منتظر هستم خواب دارد چشمهایم این پست های دبش را باید فوری بیایی الصاق کنی به دیوار وبلاگ وگرنه یا تصعید میشه یامیپره...
ادامه مطلب