شبیه یک مهربونی دوست به یه دوست دیگه
چای اوردنش و قندی که کنار چایش میزاره و خیلی حس خوشبختی رو در من بیدار می کنه این که یه عشق واقعی دارم، کسی هست که منو دوست داره و برام توی کتری استیل کوچولوی یه نفره اش آب جوش میاره
استادم که به اون یکی دوستم زنگ زده و پرسیده فلانی مقاله اش به ذستم نرسیده بهش بگو حیفه زودتر برسونه به دستم تا نمره اس رو بزارم تو سایت
دوستی که وبلاگم رو میخونه و میپرسه حالم رو
مهم بودنم رو خیلی دوست دارم و عاشق این دنیایی هستم که خدا این مدلی افریدتش و ازش ممنونم و از همه ی ادمهای خیلی مهربونی که توی زندگیم هستن و بودن خیلی زیاد ممنونم امیدوارم زندگیاشون پر از مهربونی خدا و آدما باشه
اصلا دنیا خیلی قشنگتر از اون دخمه ی تنگ و تاریک نصورات اشتباهمه.
طبقه ی سوم و کاج های تو هم تنیده شده ای که تراس روبروشونه و بارها نقاشی رنگی رنگی وسبز خدا رو می بینم و کیف می کنم و آسمون و منی که با درخت و اسمون کلا میرم رو ابرا از احساس خوب و خوشحالی و خوشبختی.
مامان و اون یکی دوستم توی مشهد که دل نگرانم شده بودن و به خاطر خواب افتادنم و تلفن جواب ندادنم دعوام کردن این یعنی که خیلیا هستن که خیلی دوستم دارن.
برای این همه مهربونی چقدر باید خوشحالی کنم و خدا رو شکر کنم و حال کنم با زندگیم خدایا خیلی مرسی
برچسب:
نویسنده: نیکی خوشنام