اشک گریه
-
تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 13:58
اشک اشک گریه گریه همینجوری الکی که نهزمین هم آسمون نیومدههمه چی هم اوکیهفقطحس ناتوانی تو کنترل موقعیت و حل مسئله و خشم دارماگه چه کنم از این حس میام بیرون؟تغییر حالت و موقعبتیه لبخند عمیق بابت روتین زندگیمیه حس خوب به این که حل میشه، حلش میکنمیه بوس به خود عصبانیم و بغل گرفتنش و تایید کردنشاحتمالا ...
بعد از دوازده روز جنگ
-
تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 11:27
بعد از دوازده روز جنگبعد از دوازده روز جنگامنیت در دلم و زندگیم خودش را و ارزشش را نشان دادخدا را شکرامیدوارم همیشگی همه جا و برای همه باشدخوشحال و سپاسگزارمچشمهام از شادی برق میزنند به پاسخ بعضی سوالهام رسیدماز گرمای تابستان هم سعی میکنم لذت ببرم❤️
باز بیخوابی
-
تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 11:27
باز بیخوابیباز بیخوابیچوندر حد دندان قروچهعصبانیامهمین
۲۵ سالگی نامزدی
-
تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 11:27
۲۵ سالگی نامزدی۲۵ سالگی نامزدییه پست سال ۹۶ام رو خوندمعمر حلقههه شد ۲۴ سال و شش ماه و ۱۵ روزکه اگه بخوام گردش کنم میشه ۲۵ سالفک پلاک کنم یا نه؟
پشت درهای کنکور
-
تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 11:27
پشت درهای کنکورپشت درهای کنکورصبح که بیدار شدم، مغزم طبق معمول کار خودشو کرده بود؛ انگار خودش بلد بود چطور باید منو زنده نگه داره. همه چیز یادم رفته بود. مثل هر صبح دیگه.اما خودم دوباره رفتم دنبالش.زود. تند. سریع.رفتم ببینم کی پیام داده، کی نه. کی یادم بوده، کی نه.لزومی نداشت.یه پیام؟ شاید مهم باشه....
اشک اشک گریه گریه
-
تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 11:27
اشک اشک گریه'>گریه گریهاشک اشک گریه گریههمینجوری الکی که نهزمین هم آسمون نیومدههمه چی هم اوکیهفقطحس ناتوانی تو کنترل موقعیت و حل مسئله و خشم دارماگه چه کنم از این حس میام بیرون؟تغییر حالت و موقعبتیه لبخند عمیق بابت روتین زندگیمیه حس خوب به این که حل میشه، حلش میکنمیه بوس به خود عصبانیم و بغل گرفتنش...
تصمیم درست
-
تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 11:27
تصمیم درستتصمیم درستبه اینجا که رسیدهخوشحالم که از حاشیه امنم بیرون اومدمچجوری بگم خدا جون از تو ممنونم
دو کس رنج فلان و بهمان بردند ...
-
تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 11:27
دو کس رنج فلان و بهمان بردند ...دو کس رنج فلان و بهمان بردند ...یکیشون مناون یکی هم منچون کاری که باید رو نمیکنمنوش جونمنوش جونشون
خوبه که بعد یا همزمان با حال بد حالم خوبه
-
تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 11:27
خوبه'>خوبه که بعد یا همزمان با حال بد حالم خوبهخوبه که بعد یا همزمان با حال بد حالم خوبهاربعین اونجا بودم با حال بدالان خوبمشاید بشه گفت خیلی
تصمیم
-
تاریخ: 1402/10/21 ساعت: 14:23
صمّم یصمّم تصمیمباب تفعیلدلم که میگیرد میتواند یک شروع باشد برای تغییری جزیی در رویه و رفتارنمیدانم از سالها پیش تغییری ایجاد شده یا نههنوز خیلی حرفها در دل میماند و هنوز رو دربایستیها شادابی را از چهره انرژی را از جسم و نشاط را از روح و دل میگیرد.نمیدانم که چرا بزرگان گهگاهی کنج عزلتی میگزیدند، برا...
اندیشه
-
تاریخ: 1402/10/14 ساعت: 14:15
[unable to retrieve full-text content]قلبم آرام است در آرامش زیباییام در احساسات نیکوییام خوشحال ممنون و سپاسگزارم با زمزمه بعضی چیزها
عرفه
-
تاریخ: 1402/4/31 ساعت: 1:17
روز عرفه یک زمانی خاصترین روز سالَم بودبا هر حال و احوالی خودم را میرساندم حرم پای عرفه خواندن شیخ حسین انصاریانقلبم پر از نور و عشق و امید می شدخوشحالم چنین خاطرههایی دارم، صحن آزادی، صفا و نور، گاهی وقتها نم نم باران و برف وقتی عرفه توی زمستان و پاییز بود، گاهی وقتها آفتاب و سایهاگر برگردم به هیچک...
جذب
-
تاریخ: 1401/2/8 ساعت: 20:09
سلام سلامسالها گذشتده سال همشاز شروع شکاف یا زلزله زندگیم ۱۴ سالحالا که نگاه میکنماصلا انگار روی گسل بودمچطور زنده موندمچطور موفق شدمتجربهها کسب کردملذتهایی بردماز گاز زدن یک توت فرنگی تا دیدن لحظه تولد محمدتا قد کشیدنشاز گریههایی که باعث شدن غم دلم بریزهنمازهای هول هولکی حتا از روی عادت و حس عمیق ا...
نمیدانم چیچی نامه
-
تاریخ: 1399/10/16 ساعت: 3:37
دلم خیلی کارها میخواهد که دوست دارم انجامشان بدهمخیلی کارهاخیلی کارهاخیلی کارهاخیلی کارهااز آنها که تا نفس میکشم و جان دارممثل نوشتن یه کتاب دل و جون دارمثل یک عالمه حال و حس خوب برای خودممثل مدتی را
خواهرانه
-
تاریخ: 1399/10/16 ساعت: 3:37
و ناو خدیسلامبه م ا میگویم یادش بخیر آن وقتها وبلاگها و یاهو بهش میگویم اگر به فکر بودیم و میخواستیم حالا حالاها برای خودمان شاخی در اینستاگرام میشدیم که خب نخواستیم و نکردیم و نشدیمغرض از نبشتن ا
به نام خدا؛ یه حال بیشتر وقتا خوب
-
تاریخ: 1399/10/16 ساعت: 3:37
سلااااام زیباهای خودماین که هی میام بعد nمدت و nوقت یه تراوشات و افاضات ذهنیای مینمایم و میرم رو خیلی دوست میدارمهمینقدر خوبهمینقدر باحالهمینقدر با معرفتخوشحاااااااال و خووووووشبختم و میلیاردها بار ا
اصول و فنون ...
-
تاریخ: 1398/12/27 ساعت: 23:04
روزگاری سه و نه ساله بر من گذشت تا یاد نگیرم که همیشه اولبه نام خداستxa0و بعد سلامکه هر کاری بی اسم زیبای او ابتر است و ناتمامو عرف نمیپسندد که اگر بیمقدمهای لااقل به کوتاهی یک سلامبروی سر اصل مطلب..
زندگی که دوستش دارم
-
تاریخ: 1398/12/27 ساعت: 23:04
سلامتا کی که بشه و برسم و بیام و پست جدید بذارمپس الان که انلاینم میزارماز خودم راضیم به معنای واقعی کلمهخدا رو شکر چون خیلی باحالم و انرژیم خوبهکماکان در حال قبض و بسط زندگیممرها میکنم میبخشم میخرم میخندم گریه میکنم سپاسگزار میشم ناسپاس میشم......خوابم بردصبح شده سرد و دلچسب و دلانگیزقبل خواب چای ت...
هدفگذاری
-
تاریخ: 1398/12/27 ساعت: 23:04
به نام خداوند بخشندهی مهربانامروز را خوب شروع کردم به نظر خودمبا فکرهایی خوببا این فکر که چه برنامههایی دارم چه کارهایی میخواهم انجام بدهماین که دلم میخواهد موفقیت را به شیوهی خود در ابعاد کوچک زن
مقاله نویسونی
-
تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 17:46
سلااااااااام صبح بخیرررررررررررررررررر خوبه باحاله و اولش خیلی سخت به نظر میاد اما راهش رو پیدا می کنی و بعد آهسته و آروم آروم شروع می کنی به نوشتن حتا مرتب پاراگراف رو پاگ می کنی شبیه رمان نویس هایی