خرید بک لینک
سلام سلام

از اتفاقاه جات با مزه ی امروز این که غذاریزوننده ی سلف گفتم خورشو یه جا وبرنجو یه جا بریزه تا با این ظرف اکاسیویا بیارمش خوابگاه

پر واضحه که نصف خورش و سبزیا در این حمل و نقل خطیر ریخته باشه داخل نایلون

تو مسیر رفت و برگشت سعی کردم از دهه ی سی سالگی هام لذت ببرم بنابراین پیاده رفتنو انتخاب نمودم و بابت پاهام و کاجها و مخروطهای افتاده رو زمین و کلاغها و گربه ها این که خوشگل و شگفت انگیزن لذت می بردم این که چشم دارم بببینمشون این که هنوز قدرتمندم و میتونم قدم زنان برم این که هوا تمیزه ایییین هممممه نعمت و اون قورمه شبزی خوشمزه ای که نصفش چسبیده بود به نایلون اووومممم به به خوشمزه بود و خوردن داشت.

حالا چند روزی گذشته اومدم به مشهد جانم و هنوز لذت اون پیاده روی خوشمزه زیر دندونمه

به اضافه فراغ بالی که به خاطر انجام تکلیفم و نوشتن مقاله هام دارم

دیشب تو یه جاده ی بارونی برفی و خیس برگشتم حس می کردم خدا نشسته تو صندلی کناریم خب خدا رو حس می کردم جمله ی بهتریه

خوب بود آروم و پر هیجان خسته و با ترس و جسارت اومدم تا رسیدم هی هم با امام رضا جونم گفتم آقا سردردم خسته ام حس ندارم منو راحت برسون خونه و تو تمام مسیر به هیچ ترافیکی نخوردم و راحت رسیدم خونه و به قولم به پسرم وفا کردم

مرتب دارم فکرم رو با مثبت اندیشی تغذیه می کنم این باعث بیدار شدن یه حس تازه ی خیلی عالی و ناب تو وجودم شده و روزی یه میلیون بارم خدا رو بابتش شکر کنم کمه چقدررررر من خوشبختم و چقدر بودنم باعث خوشبختیه و چقدر بابت این گنج پمهام و گوهر یک دانه ای که خدا بهم داده به اسم ایمان اعتماد به نفس و خودشناسی خوشحالم

یقینا به بهترین نحو تغییرات خیلی عالی شگفت انگیز و باحال تو زندگیم ایجاد می کنم آخه من خیلی خیلی قدرتمند هستم

برچسب: نویسنده: نیکی خوشنام تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 17:46

صفحه بندی